دسته‌ها واژه‌های ۱۱۰۰ هفته شانزدهم ۱۱۰۰
5 از 1 امتیاز

Virtuosity

  [ˌvɜːrtʃuˈɑːsəti]

Noun

​a very high degree of skill in performing or playing

هنرمندی، ذوق هنری، (نوازندگی) مهارت، خوشنوازی

Synonyms

mastery, skill, brilliance, polish, craft, expertise, flair, panache, éclat

Examples

Technical virtuosity

مهارت فنی

A performance of breathtaking virtuosity

اجرای نفس گیر ذوق هنری

She performed with virtuosity on the piano.

با هنرمندی پیانو نواخت.

آیا شما می‌دانید؟

90% همه‌ی آموزش‌های زبانینا رایگان است!

رایگان برای همیشه درباره‌ی ما

Your Turn

حالا نوبت شماست که این آموزه را کامل کنید. مثال بزنید و پیشنهادتان برای تکمیل این صفحه را به ما بگویید. همه‌ی دیدگاه‌های خوب نمایش داده می‌شوند.

Leave a reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>